خرید بک لینک

کارنامه فلسفی دکتر لگنهاوزن

کارنامه فلسفی دکتر لگنهاوزن




اشاره: در روز یک شنبه 7/ 12/ 90 به همت مجله کتاب ماه فلسفه نشست درباره کارنامه فلسفی دکتر محمد لگنهاوزن برگزار شد. با سپاس از آقایان دکتر محسن جوادی و مالک شجاعی که با حضور در نشست یاد شده ما را در تهیه این گفتگو یاری رساندند.
شجاعی: به نام خدا! جناب استاد لگنهاوزن هدف ما از این نشست آشنا کردن دانشجویان و طلاب جوان با کارنامه درخشان و اندیشه های فلسفی شماست. به دور از هرگونه تعارف، شما در شکل گیری بعضی از جریان های فلسفی و کتاب ها و پژوهش هایی که در قم دهه هفتاد تا به امروز منتشر شده تأثیرگذار بوده اید. با توجه به راهنمادها و اندیشه های شما در ذهن بعضی از طلاب جوان ایده های خوبی شکل گرفت. نمونه شاخص آن آقای شهریاری است و کاری که در حوزه فلسفه اخلاق و سیاست با محوریت مک اینتایر آغاز کرده اند. البته شعاع تأثیرگذاری شما به برخی حوزه های خاص مثل فلسفه تحلیلی دین، فلسفه اخلاق و تا حدودی فلسفه سیاست محدود شده است. سؤالات ما بیشتر حول و حوش همین ها است، و اینکه چه قدر با فضای فلسفی ایران آشنا هستید؟ آیا متفکرانی را که معرفی کرده اید، بر اساس یک ضرورت بوده که بعضاً احساس کردید فضای فکری ایران نیازمند طرح آن متفکران است؟ یا این که نه براساس سوابق آموزشی و پژوهشی تان وارد این حوزه ها شده اید؟ البته به مناسبت هرجا که لازم بود به برخی مسائل نسبتاً جزیی تر هم خواهیم پرداخت. من از آقای دکتر جوانی که جزو اولین شاگردان شما در قم بوده اند، تقاضا می کنم تا بحث را آغاز کنند و بنده هم عند اللزوم در این گفتگو ورود پیدا می کنم.
جوادی: خوب است که در ابتدا یک خلاصه ای از رزومه علمی تان بیان کنید، به عنوان مقدمه این بحث، تا بعد از آن وارد بحث محتوایی شویم؟
لگنهاوزن: من در سال 1953 به دنیا آمدم. در خانواده کاتولیک مذهبی بزرگ شدم. بعد رفتم دانشگاه ایالت نیویورک، آن جا در رشته فلسفه لیسانس گرفتم، بعد فوق لیسانس و دکترا. باز هم رفتم در رشته فلسفه، در دانشگاه رایس، پایان نامه بنده درباره متافیزیک بود، درباره مفهوم جوهر، ده سال تدریس کردم در دانشگاه تگزاس جنوبی، بعد آمدم ایران در سال 1990میلادی، به مدت چهار سال در انجمن حکمت و فلسفه بودم. بعد آمدم قم، و هم در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، و هم در دانشگاه قم و چند تا مراکز دیگر مشغول هستم.

کارنامه فلسفی دکتر لگنهاوزن


جوادی: اگر اشاره ای به مهم ترین آثارتان که به زبان فارسی منتشر شده داشته باشید، بد نیست؟
لگنهاوزن: فقط دو کتاب چاپ شد، یکی درباره پلورالیسم دینی، و یکی مجموعه مقاله های نیمه علمی و نیمه عمومی هستند، که آقای نصیری ترجمه کرد و چند مقاله دیگر اضافه کردند. کار دیگر من ترجمه آموزش فلسفه آیت الله مصباح یزدی با کمک آقای صفدری به زبان انگلیسی است که در آمریکا چاپ شد.
جوادی: خوب یک سؤال یک مقدار عمومی هم که برای مخاطبان یک مقدار مفید باشد این است که، شما با یک دغدغه دینی تغییر کشور دادید و از آمریکا آمدید ایران مستقر شدید، ولی همیشه دغدغه های فلسفی تان را هم داشتید، یعنی از همان اول که ما خدمت شما هم آمدیم و در واقع در قم آشنا شدیم و در کلاس های شما هم شرکت داشتیم، همیشه احساس من این بود که آن دغدغه های فلسفی هم دارید، علایق فلسفی هم دارید، تا چه اندازه هنوز این احساس را دارید؟ هنوز آیا این احساس را دارید که در واقع، دنبال کردن این دغدغه هم برای خودتان، هم توصیه اش به دیگران که هم زمان هم یک نوع فلسفه و عقلانیت را دنبال کنند و هم دغدغه های دینی، تا چه اندازه فکر می کنید هنوز قابل توصیه و پیگیری هست و خودتان هم به آن علاقه دارید؟
لگنهاوزن: پشیمان نشدم، از قبل از آمدن به این جا از ایرانی هایی که می شناختم، می دانستم که یکی از ویژگی های ایرانی ها این است که علاقه عجیب به فلسفه دارند، و این هم وقتی آمدم دیدم که خیلی این طوری هست و اول وقتی که آمدم، هدف بنده این بود که فلسفه اسلامی یاد بگیرم، برگردم. البته اول هم می خواستم که چیزهایی در رابطه با فلسفه اخلاق غرب هم مطرح بکنم و با دانشجویان و متفکرین بحث بکنم، ولی بعد که این جا بیشتر ماندم دیگر این فکر که متخصص فلسفه اسلامی بشوم و برگردم و این چیزها را رها کردم، که بیشتر مشغول شدم به تدریس و کمک کردن به دانشجویان و پژوهش گران این جا.

برچسب: نویسنده: نیکی موسوی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 16:04

صفحه بندی