خرید بک لینک

1 1 1 1 1 1 1 شهر

نشست فلسفه برای همه

مالک شجاعی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ضمن تبریک هفته کتاب و روز جهانی فلسفه، گفت: امروز جامعه ما شرایط خاصی را تجربه میکند و فلسفه نمیتواند نسبت به امر عمومی بیتفاوت باشد. سرآغاز فلسفه با اتفاق تراژیک مرگ سقراط رقم میخورد. فلسفه در حوزه عمومی با رنج انسان سر و کار دارد و در کنار جامعه است. فلسفه یک فعالیت آکادمیک متفرعنانه و انزواطلبانه و عافیتطلبانه نیست.

سطوح مختلف در فلسفه ورزی: تجربه، معرفت، نهاد، گفتمان

شجاعی با اشاره به سطوح مختلف در فلسفهورزی، گفت: در مفهوم «عمومیسازی دانش و فلسفه» باید ابتدا در سطح تجارب زیسته تأمل کنیم و ببینیم در خلوت خود چقدر اهل به پرسشکشیدنِ پیشانگاشتههایمان هستیم. سطح دوم فلسفهورزی، معارف فلسفی است که به مفهومیشدن تجارب فلسفی ارتباط دارد و «فلسفه به مثابه معرفت» را مورد توجه قرار میدهد. سطح سوم، به فلسفه به مثابه نهادی علمی همچون گروههای فلسفه در دانشگاهها توجه میکند. سطح چهارم، گفتمان فلسفی است و بر نقشآفرینی فلسفه در حوزه عمومی و ارتباط با سیاست، اقتصاد، فرهنگ و خانواده دلالت دارد. در هر یک از این سطوح، امکانات و محدودیتهای فلسفه متفاوت است.

متأسفانه در ایران فلسفه در حوزه عمومی غیبت دارد

وی تصریح کرد: متأسفانه در ایران فلسفه در حوزه عمومی غیبت دارد و حتی موضعگیری اهل فلسفه ما در این زمینه تفاوتی با عموم مردم ندارد و در حد حب و بغضهای شخصی یا تحلیلهای سطحی باقی میماند.

شجاعی با اشاره به اقتضائات هر یک از سطوح فلسفهورزی گفت: در سطح تجارب زیسته این سؤال مطرح است که آیا امکان تجارب عمیق فلسفی به لحاظ ملاحظات معیشتی مقدور است یا خیر؛ چرا که ما در شرایطی زندگی میکنیم که تقریباً همه افراد با ابژههای خود به مثابه کالا رو به رو میشوند؛ در فضایی که همه چیز حتی فلسفه به کالای قابل مبادله تقلیل مییابد، فرصت همگانیشدن فلسفه در سطح تجارب ـ به جهت غلبه نگاه تکنیکی و نیز نگاه سرمایهدارانه به هر چیز ـ حتی برای نخبگان امکانپذیر نیست، چه رسد به مردم. در سطح معرفت فلسفی نیز باید بدانیم در تمدن اسلامی و نیز غرب، برای آموزش فلسفی و انتقال معارف این حوزه محدودیت وجود داشته است. نمونه این امر فضای فکری حاکم بر قرون وسطی است.

مواجهه تحقیرآمیز با فلسفه غرب، محدودیتی جدی در حوزه معرفت فلسفی است

وی ادامه داد: در سطح نهادهای فلسفی، باید بگویم نهاد آکادمی، صرفنظر از سابقهاش در یونان باستان، متعلق به قرون وسطی است. دانشگاه به مفهوم مدرن از جمله دانشگاه پاریس، آکسفورد و کمبریج در قرن ۱۳ میلادی شکل گرفت. در ایران نیز اولین جوانههای آموزش فلسفی در سال ۱۲۹۸ در دارالمعلمین زده شد. یعنی سابقه آموزش فلسفه در ایران ۱۰۰ سال است و اولین متن آموزشی به نام «سیر حکمت در اروپا» توسط محمدعلی فروغی در سال ۱۳۱۰ نگاشته شد. اما از سال ۱۳۲۰ به بعد، آموزش فلسفه در دانشگاه عمدتاً جزوه محور شد و از نظر محتوا هم تا دکارت و کانت و نهایتاً هگل پیشروی کرد که این محدودیتی جدی برای نخبگان است. مطرحکردن صِرف فلسفه تطبیقی و این تلقی که آنچه در فلسفه غرب آمده، به نحوی قویتر قبلاً در فلسفه اسلامی مطرح شده نیز دیگر محدودیت جدی در حوزه معرفت فلسفی است.

شجاعی اضافه کرد: در حوزه گفتمان فلسفی نیز با محدودیتهای جدی رو به رو هستیم. ما در ایران ۴ تا ۵ برابر آلمان دانشجوی فلسفه داریم، اما دانش فلسفی، ترجمان سیاستی، مدنی، فرهنگی و اجتماعی نشده است. فیلسوفان ما به دلیل محدودیت های سیاسی، فرهنگی- اجتماعی، تربیتی- روانی و ... به این حوزهها ورود پیدا نمی کنند.

وی در ادامه به معرفی آثاری در حوزه فلسفه عمومی از جمله «بنیاد نو در فلسفه» اثر جان دیویی، «جمهور» افلاطون، «تاریخ فلسفه در جهان» اثر رابرت سولومون و کاترین هیگینز، «دیگردوستی مؤثر» اثر پیتر سینگر، «مثل فیلسوف نوشتن» اثر ای. پی. مارتینیچ، «سرگذشت فلسفه» و «فلاسفه بزرگ» و «مردان اندیشه» نوشته برایان مگی، مجموعه «آشنایی با علوم اسلامی» شهید مطهری، «درآمدی به نظام حکمت صدرایی» عبدالرسول عبودیت، «مدرسه زندگی» آلن دوباتن و همچنین کتاب «آموزش عالی فلسفه در ایران» تالیف خودش پرداخت.

https://www.iranpl.ir/news/40823/%D9%87%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF

+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر ۱۴۰۱ ساعت 17:46 توسط  | 

برچسب: نویسنده: نیکی موسوی تاريخ: دوشنبه 1 اسفند 1401 ساعت: 20:15

صفحه بندی