گزارش ایبنا از نشست «فرهنگ ایرانی و مسئله تجدد»
شجاعی: فروغی تجدد فلسفی را در فرهنگ ایرانی بنیادگذاری کرد/ ترجمه فرهنگی در مواجهه با فلسفه غرب
تاریخ انتشار : شنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۳۹
مالک شجاعی جشوقانی، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در نشست «فرهنگ ایرانی و مسئله تجدد» با اشاره به اینکه فروغی تجدد فلسفی را در فرهنگ ایرانی بنیادگذاری کرده گفت: راهبرد ما برای مواجهه با فلسفه غرب ترجمه فرهنگی است.
به گزارش
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «گروه فرهنگ ایرانی پژوهشکده فرهنگ معاصر» نشست «فرهنگ ایرانی و مسئله تجدد (با تاکید بر تجربه محمدعلی فروغی در کتاب «سیر حکمت در اروپا)» را امروز شنبه 27 شهریور با سخنرانی دکتر مالک شجاعی جشوقانی، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار کرد. شجاعی در ابتدای این نشست با بیان اینکه تجربه فروغی اضلاع و ابعاد متفاوتی دارد، و کارنامه سیاسی، علمی و پژوهشی فروغی را نمیتوان از سیر فکری و سلوک او جدا کرد، گفت: فروغی را نمیتوان بدون اینکه آن را در بافت سیاسی و فرهنگی که درونش زیست میکرده بررسی کرده چون هر متفکری زیر آسمان فرهنگ و زمانه خودش تفکر میکند و میاندیسد. وی با اشاره به مواجهه چهار اندیشمند با فلسفه غرب گفت: برای اولین بار در زبان فارسی است که چنین موضوعی مطرح میشود براساس کتب و نسخ خطی کتاب «سیر حکمت در اروپا» در سال 1310 نوشته شده و بررسی این کتاب در ادبیات فارسی تازگی دارد. فارابی در کتاب «احصاءالاعلوم» که از کتابهای اساسی فارابی است مقایسهای بین علم نقد و منطق دارد. فارابی در این کتاب مطرح میکند که چه تفاوتی بین منطق و نحو است و اساسا ما چه نیازی داریم به منطق که خاستگاه یونانی دارد. او تاکید میکند که علم نحو مخصوص الفاظ و کلمات یک قوم است و براین اساس هر قومی قواعد زبانی خاص دارد که در زبان عربی نام دستورزبان نحو است اما منطق قوانین جهانی دارد با اینکه خاستگاهش یونان است. به هر حال فارابی نخستین فیلسوف مسلمان است که با میراث یوانی مواجه میشود. شجاعی با اشاره به زندگینامه خودنوشت ابنسینا نیز عنوان کرد: کتاب زندگینامه ابنسینا که بخشی از آن توسط جوزجانی شاگرد او نوشته شده و بخشی از آن توسط خود ابنسینا تقریر شده است به نوعی به این مساله میپردازد. ابنسینا در این کتاب بیان میکند که چهل بار مابعدالطبیعه ارسطو را خوانده اما آن را نفهمیده است و همواره این سوال مطرح میشود که ابنسینا چه بخشی از ارسطو را نتوانسته درک کند. این هم مواجهه ابنسینا با مابعدالطبیعه است. به گفته این مدرس فلسفه، هگل نیز یکی دیگر از متفکرانی است که مواجهه با فلسفه غرب داشته است. در کنار آثار رسمی و مطرح او مانند پدیدارشناسی روح کتابی نیز درباره مکاتبات هگل با متفکران همعصرش وجود دارد. او در نامهای که به یوهان هاینریش ووس، مترجم هومر دارد تاکید میکند که همانگونه لوتر انجیل را به زبان آلمانی ترجمه کرده و ووس نیز هومر را به زبان آلمانی برای مردم بیان کرده او نیز قصد دارد به فلسفه زبان آلمانی را بیاموزد. وی در ادامه این نشست با اشاره به تجربه محمدعلی فروغی در مواجهه با فلسفه غرب و نگارش کتاب سیر حکمت در اروپا افزود: فروغی در این کتاب تلاش کرده تا تاریخ فلسفه غرب را بنویسد. او در این کتاب بیان میکند که هدفش از نگارش این کتاب مقدمهای برای فهم دکارت بوده است در واقع این اثر نخستین کتاب به زبان فارسی است که افکار فیلسوفان اروپا را در ایران مطرح کرده است و به گفته خود فروغی هنر اصلی نویسنده این است که سعی کرده تحقیقات اروپاییها را به زبان فارسی نگارش کند. وی با بیان اینکه فروغی تجدد فلسفی را در فرهنگ ایرانی بنیادگذاری کرده یادآور شد: فروغی بین سالهای 1254 تا 1321 زیست کرده و نگارش کتاب سیر حکمت در اروپا بین سالهای 1310 تا 1317 درست در زمانی است که او در دوران پختگی خودش قرار دارد. فروغی خودش را بنیانگذار تجدد فلسفی میداند و مصادیق هم در چنین امری صحه میگذارد.
برچسب:
نویسنده: نیکی موسوی
تاريخ: شنبه
27 شهريور
1395 ساعت: 14:05