
پیش بررسی از مرجع همایش طبق کپی رایت نخستِ بررسی از مرجع همایش طبق کپی رایت بین المللی«تحولات حقوق کیفری کشورهای اسلامی در پرتو تعامل شرع و حقوق»، با عنوان بررسی از مرجع «دولت طبق کپی رایت بررسی از مرجع مدرن، طبق کپی رایت بررسی از مرجع شهروند طبق کپی رایت و حقوق بررسی از مرجع کیفری» طبق کپی رایت با همکاری پژوهشکده مطالعات تطبیقی حقوق در تاریخ 14 مهر ماه 1397 بر بررسی از مرجع گزارش طبق کپی رایت د. سخنرانان این نشست دکتر سید آیت اله میرزایی (عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات اجتماعی)، جناب دکتر مالک شجاعی (عضو هیأت علمی پژوهشکده فرهنگ معاصر)، دکتر شروین مقیمی (عضو هیأت علمی نظریه پردازی و روابط بین الملل)، دکتر آیدین کیخایی (عضو هیأت علمی پژوهشکده غرب شناسی و علم پژوهی) و دکتر فیروز محمودی جانکی (عضو هیأت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران) بودند. مدیریت این نشست را دکتر سپیده میرمجیدی برعهده داشت. در ابتدای این نشست، دکتر میرمجیدی مقدمه ای را پیرامون تعامل و تقابل سامانه های حقوق شرعی و سامانه های حقوق عرفی با اتخاذ رویکردی ذهنی نگر یا ذهنی گرا در مقابل رویکردهای مسلط در جرم-شناسی یعنی رویکرد عینی نگر یا عینی گرا بیان کرد. وی پس از ذکر مطالب خود و قدردانی از حضور استادان و میهمانان حاضر در جلسه، از دکتر شجاعی دعوت کرد تا سخنرانی خود را با عنوان «رویکرد فلسفه علوم انسانی به مناسبات دین و حقوق: مطالعه موردی استاد مطهری (ره)» بیان کنند. دکتر شجاعی سخنان خود را چنین آغاز کرد: «از آنجا که خاستگاه طرح علوم انسانی – اجتماعی جدید، فرهنگ غرب است طبیعی است که نخستین تاملات فلسفی مدون در باب علوم انسانی هم در زبان های اروپایی شکل گرفته باشد. هر چند می توان از خاستگاههای مباحث فلسفه علوم انسانی در یونان باستان، قرون وسطی، و دوره جدید غرب هم سخن گفت اما واقعیت آن است که عمده مباحث مربوط به این حوزه از قرن نوزدهم به این سو مطرح شده است». وی ادامه داد: «می توان به طرح این ایده پرداخت که پارادایم های سه گانه فلسفه علوم انسانی یعنی پارادایم پوزیتویستی ، هرمنوتیکی و انتقادی ، ناظر به جامعه مدرن غربی است . پارادایم پوزیتیویستی در صدد « تبیین قانونمند» و به یک معنا تأسیس و تقویم جامعه مدرن غربی با محوریت علم جدید است ، پارادایم هرمنوتیکی در صدد «فهم مقاصد و معانی» این جامعه مدرن غربی است و پارادایم انتقادی در صدد «آسیب شناسی ، نقد و حتی گذار» از این وضعیت پیش آمده است. از این جهت می توان گفت که پارادایم پوزیتیویستی مسیر عبور از جامعه (و حتی سبک زندگی) سنتی به جامعه ( سبک زندگی ) مدرن را هموار کرده، پارادایم هرمنوتیکی در صدد فهم مدرنیته تحقق یافته در سبک زندگی و جامعه غربی است و پارادایم انتقادی (که همسو با مضامین فکری اندیشمندان کلیدی پست مدرن) است به فکر درمانگری، آسیب شناسی و بعضا عبور از این گفتمان و سبک زندگی مسلط است» . شجاعی با بیان این مطلب که «کوشیده ایم تا در این گفتار، پیامدهای هر یک از این کلان پارادایم های فلسفه علوم انسانی را در حوزه مناسبات فقه و حقوق و با مطالعه موردی تاملات استاد مطهری (ره) در فلسفه حقوق دنبال کنیم»، این چنین به جمع بندی سخنان خود پرداخت: «از نظر استاد مطهری (ره ) اسلام به شکل ظاهر و صورت زندگی که وابستگی تامّ و تمامی به میزان دانش بشر دارد نپرداخته است. دستورهای اسلام مربوط است به روح و معنی و هدف زندگی و بهترین راهی که بشر باید برای وصول به آن هدف ها پیش بگیرد علم، نه هدف و روح زندگی را عوض می کند و نه راه بهتر و نزدیک تر و بی خطرتری به سوی هدف های زندگی نشان داده است علم همواره وسایل بهتر و کامل تری برای تحصیل هدف های زندگی و پیمودن راه وصول به آن هدف ها در اختیار قرار می دهد .اسلام با قرار دادن هدف ها در قلمرو خود و واگذاشتن شکل ها و صورت ها و ابزارها در قلمرو علم و فن، از هر گونه تصادمی با توسعه فرهنگ و تمدن پرهیز کرده است بلکه با تشویق به عوامل توسعه تمدن یعنی علم و کار و تقوی و اراده و همت و استقامت، خود نقش عامل اصلی پیشرفت تمدن را به عهده گرفته است» (نظام حقوق زن در اسلام / 137) و اینکه «قدر مسلم است که بیشترین مسائل اسلام چه فقهی، چه اخلاقی، چه اعتقادی چه اجتماعی، مسائل مسیری است. یعنی مثل علامت هایی است که جاده را مشخص می کند» (اسلام و مقتضیات زمان، ج2 ص 116).
برچسب:
نویسنده: نیکی موسوی