خرید بک لینک

فلسفه معاصر ایران، فلسفیدن در باب مدرنیزاسیون است

مالک شجاعی جشوقانی در ادامه نشست گفت: پیامبر رحمت می فرمایند: گاهی در طول حیات تان نسیم های رحمت وزیدن می گیرد و مولانا به خوبی گفته که تن مپوشانید از باد بهار. افتخار داشتم در گروه فلسفه دانشگاه تهران خدمت دکتر داوری باشم. در سنت شیعی، مؤمنین عقاید خود را بزرگان عرضه می کردند و از آنان می پرسیدند که آیا عقایدمان درست است یا خیر. یک بار این کار را نسبت به فهم آثار دکتر داوری خدمت ایشان عرضه کردم.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در ادامه افزود: فلسفه معاصر ایران فلسفیدن در باب مدرنیزاسیون است. دکتر داوری فیلسوف مدرنیزاسیون هستند. منطق فهم این توسعه علوم انسانی است. ویلهلم دیلتای می گوید ما عالمان علوم انسانی فقیران غنی هستیم. دیلتای فیلسوفان را هم جزو علوم انسانی می داند. ما تجربه مشروطه و انقلاب اسلامی و عقبه ای درخشان از دانشمندان را داشته ایم.

برخی تأمل درباره وضع موجود را کسر شأن فلسفی می دانند

مالک شجاعی جشوقانی سپس اظهار داشت: ما رنسانس اسلامی را داشته ایم. اما فیلسوفان ما بر اساس نوعی متافلسفه که از قضا ارسطویی است می اندیشند و تأمل درباره وضع موجود و تجربه زیسته خودمان را نوعی کسر شأن معرفتی می دانند. کتابی که عصاره دیدگاه های دکتر داوری را به ما نشان می دهد، کتاب «ما و راه دشوار تجدد» است. به نظرم خوب است نقد دکتر داوری از سوی شاگردان ایشان شروع شود که با نقدهای غیر همدلانه مواجه نشویم.

رضا داوری اردکانی در انتهای مراسم به سخنرانی پرداخت. وی گفت: خودم را لایق این همه لطف و مرحمت نمی دانم و تشکر می کنم از محبت دوستان. سال ها پیش سفری به ژاپن داشتیم در یک نمایشگاهی، بخت من این بود که با دو نفر در یک کشور غریب هم اتاق باشم. اما هیچ احساس غربتی در حدود آن ۱۰ روزی که آن جا بودم نکردم. اساتیدی که امروز صحبت کردند به بنده لطف می کنند که نوشته من را می خوانند و فردی که همچون ذره ای است را بزرگ می کنند.

وی افزود: من به این وضعی که دارم راضی هستم و بیش از این لیاقت نداشتم و حتی به بیش از آن چه لیاقت داشتم رسیدم. همین لطفی که دوستان به من می کنند برایم کافی است. همیشه از ابراز لطف ها شرمسار می شدم، اما امروز نمی دانم چرا شرمسار نشدم. علتش چیست نمی دانم. من همیشه وقتی چیزهای عجیب می خواندم، تعجب می کردم که چرا برخی این حرف ها را می زنند.

داوری اردکانی سپس گفت: اورول در کتاب «۱۹۸۴» می گوید: جنگ صلح است، صلح عدل است و بردگی آزادی است. با این که از این کتاب خیلی تأثیر گرفتم، اما با خودم می گفتم چرا نویسنده آن این حرف ها را می زند. یا مثلاً میرزا آقاسی به سفیر فرانسه گفته بود تصمیم دارم ملکه انگلیس را در هند دستگیر کنم و بحریه هند را به کلی نابود کنم. با خودم گفتم وقتی این فرد این حرف ها را می زند صاحب کتاب «۱۹۸۴» چرا آن حرف ها نزند؟

https://www.mehrnews.com/news/4463350/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B6%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%B3%D9%88%D9%81-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86

برچسب: نویسنده: نیکی موسوی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 20:18

صفحه بندی